از خون ما در صفين پديد آورد . و اين پسر اوست ، و هر كس به پدر خود همانند است ، و ديرى نخواهد پائيد كه از اين خطا انگشت ندامت بدندان بگزى » .
( 1 )
2 - عدى بن حاتم طائى :
صحابى ارجمندى كه چون بر رسول خدا ( ص ) در مىآمد آن حضرت او را گرامى ميداشت ؛ زعيم بزرگ و خطيب سخنور و هژبر شجاع .
در سال نهم هجرى اسلام آورد و اسلامش نيكو گشت . خود او گويد : « چون به مدينه آمدم مردم كنجكاوانه مرا مىنگريستند و ميگفتند :
عدى بن حاتم ! . . رسول خدا ( ص ) به من فرمود : اسلام را بپذير تا بسلامت باشى ! گفتم : من خود آئينى دارم . فرمود : من به آئين تو داناتر از توام . . .
چنين پندارم كه بىسامانى مردم پيرامون من و اينكه همه را در نزد ما يكسان و يكنواخت مينگرى مانع از اسلام توست . . سپس گفت : حيره رفتهئى ؟ گفتم : نرفتهام ولى جاى آن را مىدانم . فرمود : زود باشد كه زنى هودجنشين از حيره بيرون آيد و بىآنكه در پناه مردى باشد به مكه رود و طواف خانه خدا كند و بيگمان گنجهاى كسرى پسر هرمز به روى ما گشوده شود . گفتم : كسرى پسر هرمز ؟ ؟ فرمود : آرى ، و چندان مال و ثروت از همه سو فرو ريزد كه هر كسى همت بدان گمارد كه گيرندهى زكاتى بيابد .
عدى گويد : آن دو را ديدم : آن هودجنشين را و هم گشوده شدن گنجهاى كسرى را و من خود در شمار اولين سوارانى بودم كه بر آن گنجها هجوم بردند . و به خدا سوگند كه سومين نيز خواهد آمد . « 1 »
هامش
( 1 ) الاصابة ( ج 4 ص 288 - 229 ) .