( 1 )
ب - كسانى كه مورد فشار و تهديد قرار گرفتند
( 2 )
1 - عبد اللّه بن هاشم مرقال :
بزرگ قريش و رئيس شيعيان بود در بصره .
پدر او « هاشم مرقال » [ بن عتبة بن ابى وقاص ] همان فرمانده شجاع پيشتازى بود كه معاويه در جنگ صفين از دست او به دهشتى كشنده دچار شد . .
و او در آن روز در رأس ميسرهى لشكر امام على عليه السّلام قرار داشت .
معاويه به كارگزار خود زياد نوشت : « اما بعد ، عبد اللّه بن هاشم بن - عتبه را زير نظر بدار و او را دستگير كن و دست بسته به شام نزد من بفرست » .
زياد ، شبانه بر سر او هجوم برد و او را دست بسته و با غل و زنجير روانهء دمشق كرد . چون او را بر معاويه وارد كردند عمرو بن عاص در نزد او بود . معاويه به عمرو گفت : اين مرد را مىشناسى ؟ گفت : بلى ، اين همان كسى است كه پدرش در جنگ صفين ميگفت . . . و رجزى را كه « هاشم » در آن روز در ميدان جنگ خوانده بود تكرار كرد و سپس به اين بيت تمثل جست :
« گاه سبزه و گياه بر روى سرگين مىرويد و خشم و كين اندرون همچنان باقى است » « 1 » ( 3 ) و آنگاه گفت : زنهار ! اى امير المؤمنين اين تمساح آرام را رها مكن ؛ پيوند جان او را بگسل و او را به عراق بازمگردان ، چه او كسى نيست كه از نفاق و اختلاف بازايستد ، اينها اهل مكر و عداوت و آتش
هامش
( 1 ) اين مثل را عرب براى ظاهر آراسته و باطن مغاير با آن مىآورد و در اينجا منظور عمرو آنست كه به ظاهر آرام اين مرد منگر ، در سينهى او همان خشم و عداوت روز صفين همچنان موج مىزند ( م )