سازد و فكر اصيل ، همان بذر سالمى است كه پا بپاى تاريخ و در امتداد نسلها و قرنها ، رشد مىكند و با گذشت زمان ، مايهى زندگى و ادامهى حيات را هر چه بيشتر ميگيرد . .
بدين صورت بود كه پس از آن روزگار ، صدها ميليون آدمى در صحنهى اين جهان پديد آمدند كه با كوفهى آن روز طرز فكرى يكسان و از معاويه و همدستانش كينهاى زوالناپذير و عداوتى بىپايان داشتند .
( 1 )
شكنجههاى بدون اعدام :
فجايع دستگاه اموى ، بجز قتل و تبعيد و ويران كردن خانهها و مصادرهى اموال و دوختن دهانها ، انواع و الوان ديگر نيز داشت .
ابن اثير بمناسبت نقل فاجعهء « اوفى بن حصين » مىنويسد :
« پس از حادثهى « بريدن دست سى يا هشتاد نفر » او نخستين كسى بود كه بدست زياد كشته شد » .
معاويه همهى زوايا و گوشه و كنارهاى كوفه و بصره را جستجو كرد و در اين دو شهر ، هر بزرگ قومى يا مرد شمشير زنى يا خطيب مؤثرى يا شاعر باقريحهاى از شيعه را از مركز و قرارگاه خود بركند : بزندان انداخت و دست او را به زنجير بست يا آواره و بىخانمانش ساخت و يا خون او را بر زمين ريخت .
و اينك نمونههائى كوچك از فرآوردههاى جنايت پدر يزيد در مورد شخصيتهاى برجستهى آن روز از سران و بزرگان شيعه :