بسته گردن زد . و كسى كه راهبى را از خلوت انزوايش فرود مىآورد و بىهيچ جرم و گناهى ميكشد ، شگفتانگيزتر است از آن كس كه كشيشى را از كليسائى بيرون ميكشد و بقتل مىرساند ، زيرا كشيش به فعاليت و تلاش نزديكتر است از راهبى كه ميان زمين و آسمان زندگى مىكند . بنابراين اگر امام حسن اين عابدان و پارسايان و روشنگران را بر مردمى كه آنان نيز داراى چنين خصلتهائى بودهاند ، مقدم ساخته عجبى نيست . . . » « 1 »
ماجراى « عبد اللّه بن يحيى » به فاجعهء حجر بن عدى بسى شبيه و همانند است : هر دو بىدفاع كشته شدند ؛ هر دو با جمع دوستان و ياران خود كشته شدند و هر دو فقط به جرمى گرفته شدند كه بيگمان سرلوحهى فضائل ايشان بود .
( 1 )
4 - رشيد هجرى : « 2 »
شاگرد على عليه السّلام و يار و مصاحب پاكباختهى او و دانشمندى كه همه به اينكه داناى پيشامدها و مرگها بوده ، اعتراف كردهاند . جمع كثيرى از او روايت مىكنند ولى همهى آنان از بيم زمامدار اموى از بردن نام او خوددارى نمودهاند ، تنها كسى كه بصراحت از او نام برده و حديث نقل كرده ، دختر يگانهى اوست كه به چشم خود كشته شدن پدر را ديده و دست و پاى بريدهى او را جمعآورى كرده است .
دخترك در هنگامى كه دست و پاى بريدهى پدر را جمع مىكرد ،
هامش
( 1 ) بحار الانوار ( ج 10 ص 102 ) .
( 2 ) « رشيد » به صيغهء تصغير تلفظ مىشود ( بر وزن خمين ) و « هجرى » منسوب به بلاد « هجر » ( بر وزن صمد ) بحرين است .