سرش را بريدند و نزد معاويه فرستادند و اين نخستين سرى بود در اسلام كه گرد شهرها گردانيده شد . معاويه سر بريده او را نزد همسرش « آمنه بنت شريد » كه زندانى بود فرستاد [ وحشيگرى و خوى سبعيت را در آن به ظاهر انسان ، بنگريد ] سر را در دامن او افكندند ، آمنه دست بر پيشانى او نهاد و لبهاى او را بوسيد و گفت : ديرى است كه او را از نظر من دور داشتهايد و اكنون كشتهى او را به من بازميگردانيد ؟ زهى به اين هديه كه هم دوستدار است و هم محبوب . . .
( 1 ) حسين عليه السلام ضمن نامهئى به معاويه نوشت : « آيا تو آن نيستى كه عمرو بن الحمق صحابى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله - آن بندهى شايسته را كه جسم او از عبادت خدا فرسوده و رنگ او زرد گشته بود - بقتل رسانيدى با آنكه به او امان داده و چندان عهد و پيمان سپرده بودى كه اگر به پرندهئى ميدادند از فراز ابرها به زير مىآمد ؟ او را كشتى و بر خدا جرئت ورزيدى و عهد و پيمان را سبك شمردى . . »
مؤلف : منظور از اين عهد و پيمان ، همان مفاد مادهى پنجم قرار داد صلح است .
مؤلف « سفينة البحار » مىنويسد : مدفن او در كنار شهر « موصل » است . « ابو عبد اللّه سعيد بن حمدان » پسر عموى « سيف الدوله » نخستين بار در ماه شعبان سال 336 آن را بنا كرد .
در كتاب « اصول التاريخ و الادب » چنين آمده ( ج 9 ص 2 ) : « ابو الحسن على بن ابى بكر هروى » در « كتاب الزيارات » مىنويسد : بر كنارهى شهر موصل در ناحيهى علياى شهر ، مدفن « عمرو بن الحمق » است ، بدن وى را در آنجا به خاك سپردند و سرش را بشام بردند . ميگويند اين اول سرى بود
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 471
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٤٧١