شد هنوز لباسهاى او ديده مىشد كه بر زمين افتاد . . » « 1 »
( 1 ) امام حسين عليه السّلام در مكتوبى به معاويه نوشت : « مگر تو نيستى كشندهى حجر كندى و يارانش ؟ - آن نمازگزاران عابد و تقبيح كنندگان ظلم و بزرگ شمارندگان بدعت كه در راه خدا ملامت ملامتگران را به چيزى نمىگرفتند ؟ - مگر تو نيستى كه ايشان را پس از آن سوگندهاى شديد و پيمانهاى مستحكم ، از روى ظلم و دشمنى بقتل رسانيدى ؟ [ اشاره به فرازهاى مادهى پنجم قرارداد ] . . « 2 »
و بالاخره بعدها كه نوبت به تاريخ رسيد نصر بن مزاحم منقرى و لوط بن يحيى بن سعد ازدى « 3 » هر يك كتابى دربارهى فاجعهء قتل او نوشتند و « هشام بن محمّد سائب » كتابى دربارهى او و كتابى دربارهى واقعهى قتل رشيد و ميثم و جويرية بن مشهر نوشت « 4 » .
( 2 ) احاديثى كه دربارهى حجر و يارانش وارد شده - ابن عساكر مىنويسد :
پس از آنكه عايشه ، معاويه را بخاطر قتل حجر ، توبيخ و ملامت كرد ، گفت : از رسول خدا صلى اللّه عليه ( و آله ) و سلم شنيدم كه فرمود : در عذراء ( محل شهادت حجر و يارانش ) مردمى بقتل خواهند رسيد كه بخاطر آنان خداوند و اهل آسمانها خشمگين ميگردند .
همين حديث از طريق ديگر نيز از عايشه نقل شده است . . . . .
هامش
( 1 ) اين ماجرا در كتابهاى : « الاستيعاب » « اسد الغابه » « الدرجات - الرفيعه » « امالى شيخ » نيز ذكر شده است .
( 2 ) بحار الأنوار ( ج 10 ص 149 ) .
( 3 ) فهرست ابن نديم : ص 136 .
( 4 ) رجال نجاشى : ص 306 .