( 1 ) بدين جهت نبايد اميدوار بود كه در موضوع « معاويه و سران شيعه » بتوان بر همهى حقايقى كه زواياى بحث را پر مىكند دست يافته و آمارهاى صحيحى كه دامنهى بحث را فرا بگيرد و با روايت « مدائنى » و گفتار مفصل « سليم بن قيس » متناسب باشد ، فراهم آوريم .
چه ، هر مطلبى از اين قبيل و بطور كلى هر يك از موضوعات تاريخ واقعى شيعه ، در طول زمانها مورد تجاوز تصرفهاى خصمانه قرار گرفته و دروغهاى بهادار ! آن را مسخ كرده است .
اينك تنها راهى كه در برابر ما قرار دارد آنست كه به متون تاريخى بازگشته و از اينجا و آنجا فرازهائى انتخاب كنيم و از اين اجزاء پراكنده صحنهئى را - كه با همه زشتى و شناعت - باز گوشهاى از واقعيت و اندكى از بسيار است ، شكل بخشيم .
در صفحات آينده فهرست اندوهبارى از نام و شرح حال اين بزرگمردان صحابهء يا تابعى به نظر خواننده مىرسد و در پرتو آن ، پاسخى كه معاويه به پنجمين مادهى قرارداد صلح داد روشن مىگردد و بدنبال آن در فصول متفرقى فرازهاى اين ماده بررسى ميگردد .
( 2 )
الف - شهيدانى كه بىدفاع بقتل رسيدند
( 3 )
1 - حجر بن عدى كندى :
او را بنام حجر نيك مىشناختند ، كنيهاش ابو عبد الرحمن و پسر عدى بن حرث بن عمرو بن حجر ملقب به « زهرهخوار » ( پادشاه كندىها ) بود .
بعضى سلسلهى پدران او را چنين آوردهاند : عدى بن معاوية بن جبلة بن عدى بن ربيعة بن معاويه كه همه از بزرگان و شرفاى قبيلهى « كنده »