تصريحها بر رواج جعل و تحريف « 1 » و كثرت جعّالان را بيان نمائيم ، چه ، بهترين گواهان هر واقعه آنانند كه خود از نزديك آن را ديدهاند .
( 1 ) ماجراى امام حسن بن على عليهما السّلام با همهى دنبالهها و قضاياى حاشيهائىاش ، يكى از همين ماجراها است كه دستخوش هوسها و تمايلات سياسى گشته و از جنبهى افزودن و كم كردن و پيوستن و جدا ساختن حوادث ، مورد تصرف و دستبرد واقع شده است و بر اثر اين بازى اسفآور - كه البته همهاش عمدى نبوده همچنانكه همهى آن تصادفى نيز نبوده است - شكوه و جمال واقعى خود را از دست داده است و نتيجهى طبيعى اين حالت آنست كه دريافتها از آن مختلف و گفتگوها دربارهى آن فراوان باشد . . . و تازه اين فقط يك نمونه از قضاياى تاريخى اسلام است كه تاريخ بدان ستم كرده و پوششى از ظلمت بر آن كشيده است .
اينان كه دربارهى حسن قلمفرسائى ميكردند ، موقعيت و مكانت او را به خوبى مىشناختند و ميدانستند كه دربارهى يكى از دو بىهمتاى جهان اسلام سخن مىگويند .
در اين صورت ، قضايائى كه از چنين خصوصيتى برخوردار نيستند و موضوع آنان به سطح شخصيت يك امام نمىرسد ، سرنوشت روشنى خواهند داشت .
هامش
( 1 ) علامهى امينى نجفى در كتاب « الغدير » ( ج 5 ص 185 تا 329 ) دربارهى حديثسازان و دروغگويان بحث پرارزشى آورده و در آن از 620 نفر دروغگوى حديث ساز كه در شمار راويان حديث و تاريخ معرفى شدهاند ، ياد كرده است . رجوع كنيد .
مترجم : و اكنون كه اين سطور نوشته مىشود ، هفتهئى است كه عالم اسلام اين علامهى كاوشگر مجاهد را از دست داده و داغدار وى و تتمهى اثر بزرگ و ناتمام او « الغدير » گشته است .