فراوان بدست مىآوردند . و آنگاه اين روايات بدست مردم دينباور كه دروغ و افتراء را جائز نمىشمردند مىافتاد و آنان اينها را به چشم قبول نگريسته و به گمان آنكه راست و درست است ، نقل مىكردند و اگر ميدانستند كه باطل و نادرست است نه آن را روايت ميكردند و نه هرگز بدان عقيده مىبستند » « 1 » ( 1 ) ابن ابى الحديد مىنويسد : « شيخ ما ابو جعفر اسكافى گفت : معاويه عدهاى از صحابه و عدهاى از تابعين را بر نقل خبرهاى ناپسند كه مستوجب لعن و بيزارى بود دربارهى على عليه السّلام وادار ساخت و براى آنان پاداشى قابل ملاحظه قرارداد و آنان آنچه مايهى خشنودى او مىشد ساختند . از جملهى اين افراد ابو هريره بود و عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه و از تابعين :
عروة بن زبير . « 2 »
( 2 ) مؤلف : اندكى بيطرفى و دقت در استنتاج كافى است كه هر كسى را به اين نتيجه برساند كه بىترديد ، تصرفاتى وسيع و همه جانبه ، يك جا هم حديث و هم تاريخ را مورد دستبرد قرار داده است . بطورى كه هر كاوشگر در پديدههاى دورهى نخستين اسلام ، با نهايت تأسف مشاهده مىكند كه هيچ واقعهئى از وقايع اسلامى با اهميت آن روزگار ، از لحاظ يكنواختى و تسلسل تاريخى ، از آميختگى با چيزهائى كه آن را قرين ترديد و از مجراى عادى خود خارج مىسازد ، سالم و بر كنار نمانده است .
پس از ذكر متون مزبور ، نيازى نيست كه همهى گواهىها و
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد : ج 3 ص 16 .
( 2 ) ابن ابى الحديد - ج 1 ص 358 .