كتاب « الرد على الاماميه » آورده كه : « معاويه در آخر خطبهاش مىگفت :
خدايا ! ابو تراب - يعنى على - در دين تو ملحد گشته و مردم را از راه تو بازداشته ، پس او را لعنت كن لعنتى شديد و معذبدار عذابى دردناك .
همين عبارت را به همهى شهرها نيز نوشت و اين كلمات بر فراز منبرها خوانده مىشد « 1 » » به مروان گفتند : چرا او را بر فراز منبرها دشنام ميدهيد ؟ گفت :
حكومت ما جز با اين عمل استوار نميگردد .
( 1 ) فعاليت و كوشش معاويه در اين راه ، تمام كتابهاى سيره و تاريخ را پر كرده است . بنا بر اين ، او نخستين كسى است كه بدعت دشنام علنى به صحابه پيغمبر را پايهگذارى كرد و اين باب را به روى آيندگان گشود .
پيش از معاويه كسى را نمىشناسيم كه مرتكب اين عمل شده باشد مگر عايشه را كه مىگفت : « نعثل را بكشيد كه كافر گشته است » و آنگاه در ميان علماى اسلام كسى را سراغ نداريم كه عايشه يا معاويه را - به اين دليل كه دشنام صحابه را جايز دانسته و حتى كار را به تكفير نيز كشانيدهاند - كافر دانسته و خارج از دين معرفى كرده باشد . و ترديدى نيست كه حكم كارهاى مشابه ، هميشه يكسان است و باختلاف زمانها ، تغيير نمىيابد ، بنا بر اين ، كسانى كه معاويه يا هر صحابى ديگرى را مورد لعن يا دشنام قرار ميدهند ، بىكموكاست محكومند به حكم عايشه و معاويه كه على و عثمان را دشنام دادند و لعن كردند .
( 2 ) و اما آن روايت ساختگى كه از قول رسول خدا مىگويد : « به هر يك از صحابهء من اقتدا كنيد هدايت مىيابيد » بقدرى تخصيص خورده
هامش
( 1 ) « النصائح الكافية » تأليف ابن عقيل ص 19 - 20 .