و غير منتظره آن بود كه رياست عالم اسلام از مجراى صحيح خود خارج گشت و تودهى مردم رهبرى عملى را از دست دادند و انانيت و فردپرستى بر اجتماع حكمفرما شد و رشتهى اعتماد و اطمينان متقابل فرد و اجتماع از هم گسيخت و همبستگى و همكارى و تأثير متقابل رهبر و پيروان از بين رفت ؛ تمايلات با يكديگر تغاير يافت و راهها از هم جدا شد و كار چندان بدين ترتيب پيش رفت كه جامعه براى شورشهاى خونين و انفجارهاى داخلى كه البته براى جبران خطاها و توجه به خطرها لازم بود ، آماده گشت .
( 1 ) بگذريم از آنچه دربارهى يزيد و روحيات و خصال ناپسند اخلاقى و شخصى وى گفته شده و از زمان خود او تاكنون همهى تواريخ ببانگ بلند بدان ندا در دادهاند و سر منشأ آن همه فجايع در دوران حكومت او گشته است . منظور بيان اين مطلب نيست ، بلكه فقط ميخواهيم اهميت خطاى بزرگى را كه معاويه با اين كار مرتكب شد و وزر و و بال همهى گناهانى را كه از آن ناشى مىشد بىمحابا به گردن گرفت ، روشن سازيم .
كارهاى شگفتآورى كه معاويه براى وليعهدى يزيد ، بدانها دست زد - و همهى دوستان او نيز آنها را نقل كردهاند - ميتواند وزن و مقدار او را بعنوان يك مسلمان - تا چه رسد به يك خليفه - كاملا نمودار سازد .
شرح اين عمليات ، يكى از زشتترين و از جهت روح و معنا و هدف از « اسلام » دورترين صفحات تاريخ اسلام را تشكيل ميدهد . و اگر اين بحث از اين نظر كه گوشههائى از زندگى معاويه و اجتماع دنبالهرو او را آشكارتر مىسازد ، يكى از شريانهاى بحث اساسى ما - يعنى بيان اسرار صلح امام حسن - نمىبود ، از طرح آن درميگذشتيم و با وجود رسوائى
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 410
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٤١٠