تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
كه تقوى پيشه كنند و آنان كه نيكو كار باشند « 1 » . ( 1 )

2 - وفا به شرط دوم ( عدم تعيين جانشين )

تمامى مورخان - چه وابستگان به دسته‌هاى مختلف و چه مورخان مستقل - بر اين اتفاق دارند كه تعهد معاويه در ضمن قرارداد صلح آن بود كه كسى را بجانشينى خود معين نكند . معناى اين شرط آنست كه حكومت پس از معاويه به صاحب شرعى آن بازگردد يعنى به حسن بن على و اگر آن حضرت نبود به برادرش حسين ( عليهم السلام ) . اين مطلب از آنجا بدست مىآيد كه امام حسن حكومت را فقط در طول مدت زندگى معاويه ، واگذار كرده بود و مفهوم اين گونه قرارداد ، آنست كه معاويه صلاحيت آن را ندارد كه پس از خود نيز كسى را به زمامدارى منصوب كند . و باز تمامى مورخان نوشته‌اند كه معاويه اين تعهد را زير پا نهاد و پسرش يزيد - يزيد معروف ! ! - را وليعهد خود ساخت . اينك در صدد آن نيستيم كه درباره‌ى عهدشكنى معاويه به بحث پردازيم چه ، به هر صورت اين خصلت در معاويه وجه مشترك همه‌ى خطاهائى است كه وى بر اثر صلح دانسته يا ندانسته بدان دچار شد . ليكن نمىخواهيم پس از اينكه بارها درباره‌ى روش معاويه در برابر تعهداتش سخن گفته‌ايم ، اكنون از سر اين موضوع - موضوع تعيين يزيد براى خلافت مسلمين - بدون ذكر اين نكته بگذريم كه : ( 2 ) وى با اين كار بزرگترين گناه را در دين و فجيع‌ترين جنايت را در باب مصالح عمومى مرتكب شد . از آشكارترين نتائج اين عمل جسورانه
هامش
( 1 ) « الامامة و السياسة » ج 1 ص 152