تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
با اينكه در وضعى بود كه بيش از امام حسن به مسالمت و حفظ ظاهر نياز داشت ( 1 ) و بقول « احنف بن قيس » پادشاهى بود كه ميخواست بر مردمى كه يك لحظه او را دوست نداشته‌اند حكومت كند - ترجيح داد كه در اين برخورد جانب مجامله را رها كند و آنچه را ميخواهد و مىانديشد بصراحت بازگويد . لذا ديدار او با امام حسن شكل ديدار پسر ابو سفيان با پسر فاتح مكه را داشت نه شكل برخورد دو حريفى كه سلاح افكنده و اسناد صلح با يكديگر مبادله كرده‌اند . اين خصلت و صفت معاويه - كه درست نقطه‌ى مقابل حلم و بردبارى تصنعى و تكلف‌آميز او بود - همچون ابزارى در دست حسن عليه السلام قرار گرفت و از آن به صورت سلاحى قاطع در دومين صحنه‌ى نبرد با معاويه بهره برد . همچنانكه در فصل پيشين بيان كرديم . اينك كه مطالب بالا را از فصلهاى گذشته دانسته‌ايم بايد ببينيم كه هر يك از اين تعهدات تا چه اندازه مورد عمل قرار گرفت و يا دستخوش بىاعتنائى و پيمان‌شكنى شد . در اين مرحله ما در برابر نقطه‌ى حساسى كه در تاريخ ، دنباله‌ئى بس دراز داشته ، قرار مىگيريم . دوست ميداشتيم كه از بازگو كردن اين موضوع كه برانگيزنده‌ى خاطراتى دردناك يا فضاحتبار - و فقط در مواردى قابل اغماض - است ، چشم‌پوشيم ولى از آنجا كه در نظر داشته‌ايم در اين كتاب همه‌ى گوشه و كنارهاى يك بحث تحليلى و گسترده درباره‌ى « ماجراى امام حسن » را رسيدگى كنيم ، تغافل از اين موضوع را كه متضمن مهمترين اثر در بدست آمدن نتيجه‌ى مطلوب صلح بوده ، جائز نمىشماريم . و چون اين موضوع - با همه دشوارى و ناگوارى - داراى اهميت فراوانى در موضوع اصلى مورد بحث ماست ناگزير بايد با صبر و حوصله