تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
( 1 ) معاويه بايد اولين سخنران ميبود ، لذا بسوى منبر پيش رفت و بر فراز آن نشست « 1 » و خطابه‌ى مفصل خود را كه مآخذ تاريخى بجز چند فراز برجسته‌ى آن را ضبط نكرده‌اند ، ايراد نمود . يكى از فرازهاى اين نطق را يعقوبى اينطور ضبط كرده : « . . . . و پس از اينهمه ، بيگمان در هر امتى كه بعد از پيغمبرش اختلاف پديد آمد ، باطل بر حق پيروز گشت ! ! » يعقوبى مىگويد : ناگهان معاويه دانست كه اين سخن بزيان اوست ، لذا افزود : مگر در اين امت كه حق بر باطل غلبه يافت ! ! « 2 » فراز ديگرى را مدائنى چنين روايت كرده : « هان اى اهل كوفه ! مىپنداريد كه من بخاطر نماز و زكات و حج با شما جنگيدم ؟ با اينكه ميدانسته‌ام شما اين همه را بجاى مىآوريد ! من فقط بدين خاطر با شما به جنگ برخاستم كه بر شما حكمرانى كنم و زمام امر شما را بدست گيرم و اينك خدا مرا به اين خواسته نائل آورده هر چند شما خوش نداريد ! اكنون بدانيد ! هر خونى كه در اين فتنه بر زمين ريخته ، هدر است و هر عهدى كه با كسى بسته‌ام زير اين دو پاى من است ! ! و مصلحت مردم فقط در سه كار است : اداى مالياتها در سر وقت ، روانه كردن سرباز در سر وقت و جنگيدن با دشمن در خانه‌ى دشمن ، زيرا اگر شما بسراغ آنان نرويد آنان بر سر شما خواهند آمد » .
هامش
( 1 ) جابر بن سمرة گويد : « هرگز نديدم رسول خدا را كه جز به حال ايستاده خطبه بخواند ، هر كس بگويد كه او نشسته خطبه مىخواند دروغگويش بدان » اين حديث را جزائرى در كتاب « آيات الاحكام » روايت كرده ( ص 75 ) گويا معاويه اول كسى بود كه خطبه را نشسته خواند . ( 2 ) تاريخ يعقوبى ج 2 ص 192 .