جمعيت نيز به طرف اين شهر سرازير شد و آن پايتخت بزرگ را مملو از همه گونه مردم ساخت . ( 1 ) بيشتر اين جمعيت ، سربازان دو جبهه بودند كه اينك اردوگاهها را رها كرده و براى شركت در اين واقعهى تاريخى - كه در طالع نحس كوفه ثبت شده بود و ميبايد خواه و ناخواه شاهد آن باشد - به اين شهر رو آورده بودند . نخستين بار بود كه پايتخت عراق دهها هزار سرباز سرخپوش شامى مسيحى يا مسلمان را از نزديك مىديد ، اين دو اردوگاه دير زمانى بود كه روى امن و زنهار را از يكديگر دريغ داشته و از روزگارى قديم - از دوران حوادث « سلمان باهلى » و « حبيب بن مسلمهى فهرى » در عهد « عثمان بن عفان » - جز با دشمنيهاى تاريخى و حوادث خونين با يكديگر روبرو نشده بودند . حال فكر مىكنيد به سرباز وفادار كوفى چه احساسى دست ميدهد هنگامى كه مىبيند ناچار بايد سلاح بر زمين افكنده و تسليم موج غرور و تبختر فاتحانهء سپاهيان شامى كه رواقهاى مسجد با عظمت و بر تقوى بنيان نهادهى شهر كوفه را فرا گرفته بود ، شود ؟
اين حادثه براى ياوران مخلص خاندان پيغمبر كه در عين حال يا از هدفهاى امام حسن از صلح و يا اساسا از اوضاعى كه صلح را بر حسن تحميل كرده بود ، آگاهى نداشتند بسى تلخ و كشنده بود . ولى اكثريت خيانتكار يكباره همهى پردهها را دريده و با چهرهى واقعى خود بر روى صحنه ظاهر گشته بودند . در ميان انبوه سپاهيان شام ، دستجاتى از كوفيان نيز به چشم مىخوردند كه در شادى بىفروغ جشنهاى افسرده و پيروزى بىفرجام آنان شركت جسته بودند ! مناديان ، مردم را براى شنيدن خطابهى طرفين قرارداد صلح ، به مسجد جامع دعوت كردند .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٣٨٦