تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
كه شرفش پايدار ماند . پايدار بودن شرف ، ضامن پايدارى عزت است و عزت انگيزه‌ى پيوسته‌اى است كه آدمى را به زندگى سوق مىدهد و بر سرورى و آقائى استوار است . اينك با توجه به آنچه گذشت به آسانى ميتوان انگيزه‌هاى صلح را از نظر امام حسن بازشناخت . ( 1 ) و اما انگيزه‌هاى معاويه كه موجب پيشقدمى او در موضوع صلح شد ، انگيزه‌هائى از نوع ديگر بود كه نه از عجز و ناتوانى ريشه مىگرفت و نه به خواسته‌هاى دين يا اصلاح ميان امت و جلوگيرى از خونريزى نظر داشت . اصلاح ميان امت يا جلوگيرى از خونريزى از نظر معاويه نمىتوانست انگيزه‌ى چشم‌پوشى از امتيازات فاتح بودن باشد ، شبيخونها و سفاكيهاى او در مدينه و مكه و يمن و وضع گستاخانه‌ى او در « صفين » ميتواند هر كسى را با ماهيت شيطانى او آشنا سازد ، گرچه كم‌اند كسانى كه معاويه را كاملا شناخته باشند . در اين صورت بايد گفت كه پيشنهاد صلح از طرف او فقط ميتواند طغيان يك حس سودجويانه باشد و بس . . . چيزى كه با سرگذشت افسانه وار معاويه متناسبتر و قابل تطبيق‌تر است . او چنين پنداشته بود كه كناره گرفتن امام حسن از حكومت بنفع او ، در افكار عمومى به معناى كناره گرفتن از خلافت تلقى خواهد شد و گمان كرده بود كه پس از اين پيشامد ، او در نظر مسلمانان بعنوان خليفه‌ى قانونى معرفى خواهد گشت . « 1 »
هامش
( 1 ) « حسن بصرى » را در اين مورد گفتار نغز و شيوائى است كه در فصل 17
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 344 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين