نمىرسد و انحراف طبايع بدان زيان نمىرساند و دسيسههاى دشمن و فتنهانگيزيهاى او بر شانس موفقيت و نفوذ و پيروزى روزافزون آن مىافزايد .
اين خلاصهى آن طرحى است كه امام حسن به نيكوترين وجهى از آن بهرهبردارى كرد و معاويه با همه بيدارى و هشيارىاش در آن موقعيت ، غافلگير شد و آن را درك نكرد .
( 1 ) پيشنهاد صلح معاويه ، مورد قبول امام حسن واقع شد ولى اين فقط بدين منظور بود كه او را در قيد و بند شرائط و تعهداتى گرفتار سازد كه معلوم بود كسى چون معاويه دير زمانى پايبند آن تعهدات نخواهد ماند و در آيندهاى نزديكى آنها را يكى پس از ديگرى آشكارا نقض خواهد كرد و مردم نيز وقتى چنين ديدند ، قاعدة خشم و انكار خويش را نسبت به دو آشكارا بيان خواهند كرد . . . و بدين صورت بود كه بذر خشم و انتقام ، بذرى كه در سرزمين دل مردم ، دير پاى و در امتداد نسلها برقرار است ، بوسيلهى صلح پاشيده شد و اين خشم ، مايهى شورشهائى شد كه در طول تاريخ همواره به تصفيهى قدرتهاى غاصبانه كمك كرد .
اين ميتواند خلاصهى طرح سياسىاى باشد كه امام حسن بخاطر آن تن به قبول صلح داد و سپس به نيكوترين وجهى از آن بهرهبردارى كرد و معاويه را غافلگير ساخت و اين عمل همچون نشان نبوغ مظلومانهاى بر تارك آن امام مظلوم درخشيد .
در اين صورت بر حسن چه ايرادى ميتوان گرفت اگر صلح را بر طبق نقشهى حسابشدهى خود امضاء كند ؟ نابسامانى وضع او در « نخستين صحنه » و اميدوارى به نتايج « صحنهى دومين » صلح را در نظر او موجه
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٣٤٢