( 1 )
انگيزههاى صلح از نظر دو جبهه
با آشنائى به چگونگى اقدامات معاويه براى رسيدن به هدفهاى خود ، شگفت نمىنمايد كه وى اولين پيشنهاد كنندهى صلح باشد « 1 » و هر گونه تعهدى به امام حسن بسپارد فقط بازاى گرفتن يك امتياز يعنى « حكومت » .
اين نقشه را معاويه در هنگامى كه هنوز طرفين براى جنگ در شور و التهاب بودند طرح كرد و فعاليت خود را بيش از آنچه براى تنظيم اردوگاه و تدبير امور جنگ به كار ميبرد ، در اجراى اين نقشه متمركز ساخت . نقشه اين بود كه به امام حسن پيشنهاد صلح كند ، اگر پذيرفت كه هيچ ، و گرنه صلح را به زور بر او تحميل كرده و به هر قيمتى از شروع جنگ جلوگيرى نمايد .
هامش
( 1 ) قول صحيح همين است و دليل آن خطابهئى است كه امام حسن در مقام مشورت با اصحابش در « مدائن » ايراد كرد و در آن خطابه گفت : « بدانيد ! معاويه ما را به كارى دعوت كرده كه در آن نه سربلندى هست و نه انصاف . . » مدارك ديگرى نيز بر اين قول دلالت دارد . بعضى از مورخان اين قول را مردود شمردهاند ولى گفتار خود امام حسن عليه السلام بر گفتهى ايشان مقدم است .