تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
( 1 ) دوستان و همكاران فاتحش هم يكى برادر شرعى ! ! او « زياد بن أبيه » است و ديگرى صحابى سالخورده « عمرو بن عاص » و سومى مرد زيرك پاكدامنى ! بنام « مغيرة بن شعبه » و چهارمى فتح كنندى مكه و مدينه ! ! « مسلم بن عقبة » بعلاوه‌اى جمع ديگرى از همين قماش كه همگى ، يكپارچه عشق و علاقه و تعصب به معنويات اسلامند ! ! ! جنايات « زياد » در كوفه و فتنه‌انگيزيهاى « عمرو » در « صفين » و « دومة الجندل » و كوششهاى اول رشوه‌گير اسلام يعنى « مغيره » براى به خلافت رساندن يزيد و ملحق ساختن « زياد » به ابو سفيان و عمليات جنايتبار « مسلم بن عقبة » در مدينه و مكه ، براى نشان دادن حد اكثر غيرت و عشق و علاقهء اين حضرات به ميراث اسلام و مقدسات اين آئين و مصالح جامعه‌ى مسلمان ، كافى است . اين جنايتكاران در هنگامى اين فجايع را مرتكب شدند كه
هامش
آرزوهايت رسيدى اى امير المؤمنين ! چه شود اگر عدالت و نيكوكارى پيشه كنى ، تو اينك سالخورده گشته‌اى خوبست به برادرانت از بنى هاشم نظرى بيفكنى و با آنان به آئين خويشاوندى عمل كنى ، به خدا در دست ايشان هيچ چيزى كه تو را بيمناك كند وجود ندارد . معاويه در پاسخ من گفت : هرگز ! هرگز ! مرد تيمى زمامدار شد ، عدالت پيشه كرد و آن همه كار انجام داد ولى همين‌كه مرد نامش نيز مرد فقط گاهى گوينده‌اى از او نام ميبرد : ابو بكر . . پس از او وابسته‌ى قبيله‌ى « عدى » به حكومت رسيد ، ده سال زحمت كشيد و نياسود او نيز چون مرد ، نامش هم با او مرد مگر اينكه گاهى گوينده‌اى بگويد : عمر . . پس از او برادر ما عثمان زمامدار شد كه هيچ‌كس در نسب به دو نمىرسيد ، او هم كارها كرد و بوسيله‌ى او كارها انجام گرفت ولى چون مرد از نام او و كارهاى او اثرى بر جاى نماند . . ولى نام آن مرد هاشمى هر روزى پنج نوبت با فرياد برده مىشود : اشهد ان محمدا رسول اللّه . . ! ! با اين وصف چه برنامه‌ئى ميتوان داشت ؟ جز دفن ! جز دفن ! » .