خود و قبيلهاش را از قدرتى كه بر او و قبيلهاش دست يافته بستاند ، چرا در دورانى كه خود يا قبيلهاش قدرت را بدست گرفتهاند حسابهاى پيشين را تصفيه نكند ؟ و چرا به طبيعت خويش بازگشت ننموده و با كنجكاوى و دقت ، انتقام خود را از بازماندگان دشمن ، از پسران و برادران و ياران او نگيرد ؟ با توجه به اين حقيقتها ، كاملا انتظار مىرفت كه معاويه در نخستين فرصت مناسبى كه بدست مىآورد با نيروهاى مسلح خود بر سر على و حسن عليهما السلام بتازد و در عين حال در ميدانى ديگر - در ميدان جنگ سرد - به مبارزهاى درازمدتتر و داراى اثر عميقتر و براى اسلام زيانبخشتر ، بر ضد اين دو بزرگوار دست زند .
( 1 ) با بسيارى از اقدامات و عمليات ديپلوماتيك معاويه در دوران ممتد حكومتش ، ميتوان بر اين حقيقت استدلال كرد كه وى حملهى وسيع و گستردهاى را بر ضد اصول و مبانى مكتب علوى ، يا بگو بر ضد واقعيت و جوهر اسلام كه در مكتب على و دودمان مطهرش ، متجلى است ، طرحريزى ميكرده است .
قطعى به نظر مىرسد كه وى در وراى اين حمله چند هدف را تعقيب مينموده :
1 - فلج كردن جناح شيعيان يعنى تنها گروه آزاد و نابود ساختن تدريجى وابستگان به اين جناح و شكستن واحد بهم پيوستهى ايشان .
2 - آفريدن اغتشاشهاى حساب شده در مراكز وابسته به خاندان پيغمبر و ولاياتى كه بعنوان شيعهگرى شناخته شدهاند و آنگاه سركوبى و مجازات سخت و عبرتآموز مردم بىپناه اين ولايات باستناد ايجاد بىنظمى و شورش .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٣١٢