كسى كه دست به چنين اقدامى بزند لقب و عنوان خاصى مقرر ساخته ، ولى اطمينان نداريم كه معاويه خود بدين عنوان و لقب راضى بوده است . . اين لقب ياغى است يعنى ستمگر و متجاوز .
فكر مىكنيد خود او بجز رئيس متجاوزان براى خود لقب و منصبى مىشناخته است ؟ ! ( 1 ) به نظر مىرسد كه معاويه با آن سركشى جسورانهاش ، چندان اهميت نمىداده كه چندى بدون لقب بسر برد يا اينكه شرع او را به لقب متجاوز بشناسد . . براى او كه مىخواهد بزرگترين منصبها و تيترها را بضرب شمشير و بىاعتنا به رضايت شرع ، بدست آورد ، چه اهميتى دارد كه قانون به دو لقبى ندهد يا اگر مىدهد ، آن لقب متجاوز باشد ؟ ! او كه سعد بن ابى وقاص بعدها پادشاهش مىخواند و مسلم بن عقبه « 1 » و مغيرة بن شعبه « 2 »
هامش
( 1 ) وى قهرمان واقعهى جنايتبار « حرة » يعنى ماجراى مباح كردن جان و مال و ناموس مردم مدينه به مدت سه روز و ويران كنندهى كعبه در ماجراى نصب منجنيق و پرتاب سنگ و . . و همان كسى است كه معاويه وقتى زمينه را براى حكومت يزيد فراهم مىآورد توصيهى او را هم بعنوان يكى از مقدمات اين هدف به او كرد و گفت : « تو با مردم مدينه درگيرىئى خواهى داشت ، اگر چنين شد مسلم بن عقبه را بر سر آنها بفرست زيرا او كسى است كه خير خواهيش بر من ثابت شده است ! ! » ( رجوع شود به طبرى و بيهقى و ابن اثير ) .
( 2 ) وى - بگفتهى بيهقى در « المحاسن و المساوى » - نخستين كسى است در اسلام كه رشوه داد و - به گفتهى تمامى مورخانى كه از او نام بردهاند - كسى است كه ماجراى « استلحاق » زياد ( يعنى زياد را كه ثمرهى آميزش غير قانونى ابو سفيان با مادر وى بود پسر ابو سفيان شناختن ) اين عمل ضد اسلامى ، به دلالى او انجام گرفت و باز كسى است كه در معرفى و نامزد كردن يزيد براى خلافت پس از معاويه ، گوى سبقت از ديگران ربود و خود او در اين باره گفت : « پاى معاويه را