است و كسى جز خدا از آن آگاه نيست .
( 1 ) اكنون بيائيد بجاى امام حسن ، معاويه را در چنين موقعيتى فرض كنيد ! در چنين موقعيتى و در ميان چنان سپاهيانى . . . انصاف را ، آيا معاويه با آن زيركى و گشاد دستى ميتوانست از چنين گذرگاه تنگ و دشوارى بهتر از شكلى كه امام حسن گذشت ، بگذرد و در عين حال هدف و ايده و نقشه و آيندهاى خود را نيز تضمين كند ؟
اينك تا بيشتر با موجباتى كه راه شهادت را بر روى امام حسن بسته بود ، آشنا شويم خواننده را با خود به سومين مرحله از مراحل تلخ و دشوار اين سير تاريخى مىبريم .
( 2 )
خطمشى معاويه در برابر هدفهاى امام حسن ( ع )
با مرگ عثمان ، عنوان « والى » ( استاندار ) از معاويه ساقط شد ، ديگر لقب و عنوانى كه از آن پس بايد به دو داده مىشده يا نوع مسئوليت او در عرف اسلامى چه بوده است ، نميدانيم . . همين اندازه ميدانيم كه دو خليفهى قانونى يعنى امام على و پسرش امام حسن ( عليهما السلام ) او را به استاندارى منصوب نساختند و بدين قرار وى استاندار نبوده و هم ميدانيم كه قانون اسلام اجازه نمىدهد كه در يك زمان دو خليفه وجود داشته باشند ؛ پس خليفه نيز نمىتوانسته باشد .
بنا بر اين معاويه پس از زمان عثمان ، كه و چه بود ؟ ؟
نميدانيم .
بلى ، ميدانيم كه وى از هنگامى كه از منصب استاندارى شام معزول گشت ، به روى اين دو خليفه شمشير كشيد و باز ميدانيم كه قانون اسلام براى