چرا حسن از شهيد شدن كه بىشك بهترين سرانجام و شايستهترين عاقبت براى يك پيشواى جاويدان است ، سرباز زد ؟
( 1 ) درحالىكه اگر مىتوانستند در راه كشف اين راز قدمى بردارند و پاسخى به اين پرسش دهند ، اين خود براى روشن ساختن علت اصلى صلح امام حسن كافى بود و نيازى بدان نبود كه كوشش ديگرى براى شمارش رنجها و محنتها و مشكلات آن حضرت انجام گيرد ، زيرا كه به عقيدهى انتقادگران و سؤال كنندگان ، همهى اين مشكلات و مضيقهها نمىتواند دليل آن باشد كه صلح ، يگانه راه حل عملى محسوب مىشده و راه حل ديگرى وجود نداشته است ؛ براى اين گروه اين پرسش مطرح است كه چرا امام حسن به شايستهترين راه حل يعنى شهادت در راه خدا متوسل نشد ؟
همچنانكه برادرش حسين در برابر مضيقهها و مشكلاتى كه عينا شبيه مشكلات امام حسن بود ، راه حل شهادت را انتخاب كرد و همين انتخاب شايسته ، موجب خلود او در تاريخ انسانيت ضد ظلم ، شد . .
چرا حسن در دورهى مقدم ، همان راهى را نپيمود كه برادرش حسين در دورهى مؤخر طى كرد ؟ و خلاصه چه موجب شد كه حسن تن به شهادت ندهد ؟
ترس ؟ ؟
بيگمان نه . . زيرا كه برادرش حسين نه از او قوىدلتر و شجاعتر بود و نه برنده شمشيرتر و نه در ورود به معركهها و مهلكهها از او پيشقدمتر و سابقهدارتر . . آنها دو برادر همطراز بودند در همهى خصال و مزاياى انسانى ؛ در اخلاق ؛ در دين ؛ در فداكارى براى خدا و عقيده ؛ در شجاعتها و مردانگىهاى ميدان جنگ و خلاصه در فرزندى شجاعترين مرد عرب . .
در اين صورت كجا ميتوان نشان جبن و ترس در او ديد .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٩٤