( 1 ) واگير خطرناكى كه خيانتكاران معدود آن لشكر را سخت مبتلا ساخته بود ، تمامى آن اجتماع از دست رفته و شكست خورده را تهديد ميكرد ؛ اختلاف كلمه در آنان راه يافته و صفوف از هم متلاشى شده و سليقهها و طرز فكرهاى گوناگون پديد آمده بود ؛ هر گروهى خطمشى مخصوصى را انتخاب مىكرد و خود را براى جنگ آماده مىساخت اما نه با آن كس كه از خير او دور تر و به حرمان او نزديكتر است .
راستى به ياورانى كه هيچ دشمنى از آنان بدتر نيست ، چه اميدى ميتوان داشت ؟
در اين صورت چرا امامى كه نايب پيغمبر است ، آن سخنى را كه در رحمت و عظمت ، گوئى از زبان نبوت صادر مىشود ، بر زبان جارى نكند ، همان سخنى كه در لب و حقيقت ، نشان كنارهگيرى از اين هر دو گروه متخاصم است ؛ گوئى كه چيزى است برتر از همه .
و مگر امام در حقيقت چيزى بجز آن موجود برتر است ؟
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٦٢