كنونى نيست . و چه فتنهاى بالاتر از پديد آمدن اينچنين شكاف و فاصلهئى ميان مسلمانان كه آنان را از نقشهها و كوششهاى دشمن در كمين نشستهشان غافل ساخته « 1 » و از وظائفى همچون آبادانى و عمران و تنظيمات ادارى و جهاد با دشمن خارجى ، بازشان داشته است .
( 1 ) و اما اينكه آن سركشان طغيانگر ، مسلمانند ، مطلبى است كه از رفتار امير المؤمنين با آنان بدست مىآيد . چه ، آن حضرت لشكر خود را از اسير كردن زنان و كودكان همين مردم ، منع كرد و سيرهى امير المؤمنين عليه السلام بهترين سرمشق و شايستهترين رهنمون است .
( 2 ) و اما اين پرسش كه مگر نيروى لازم براى فرو خواباندن اين فتنه ، وجود ندارد ؟ ( يعنى سؤال از تحقق اين رؤياى لذتبخش كه شيعيان پرشور كوفه در آغاز جنبش جهاد ، بدان شعار مىدادند ) آن وقت قابل جواب است كه موقعيت امام حسن هم از لحاظ عدد سپاهيان و هم از لحاظ روحيه و نيروى معنوى اين سپاه ، بررسى شود و اين در صورتى ممكن خواهد بود كه امكانات موجود بر طبق واقعيت ، مورد سنجش قرار گيرد .
روحيه و نيروى معنوى در افراد سپاهى ، رمز اصلى قدرتى است كه براى برد حوادث ، مورد نياز است و خيلى بيش از تصاعد كميتى و عددى به كار مىآيد .
امام حسن در مسكن ، بازماندهئى از سپاه اصلى خود داشت كه پس از خيانت فرمانده و فرار هشت هزار نفر از سربازان ، فقط يك معجزه مىتوانست در آنها روحيه و نيروى معنوى بدهد .
هامش
( 1 ) اشاره به عمليات امپراطورى بيزانس در مرزهاى شام در سال 40 .