( 1 ) در اين صورت كو نيروى لازم براى قلع و قمع فتنهء شام ؟
هيچيك از نظامات جنگى معمول تاريخ ، جنگيدن يكتن را با 45 نفر و يا با 15 نفر ، جايز نمىداند . چنين وضعى اگر هم اتفاقا پيش آيد ، جنگ نظامىئى كه نتيجهى نيك در انتظار آن باشد نيست بلكه صرفا حملهئى جانبازانه و بيشتر در حكم انتحار و خودكشى خواهد بود .
در اين صورت بگذار حسن ، پسر رسول خدا ، همان مخلوقى باشد كه خدا او را براى صلح ذخيره كرده نه براى جنگ ؛ و براى مسالمت آفريده نه براى مخاصمت ؛ بگذار اين همان نهالى باشد كه خدا او را براى مسلمانان در زمين نشانده نه براى خود او ؛ و براى دين تربيت كرده نه براى سلطنت ؛ بگذار سهم او از اين ماجرا ، باقى و ابدى باشد نه زود گذر و آنى ؛ و در آن نشئهى دائمى باشد نه لذت اين جهان فانى ؛ و از لطف و رحمت خدا باشد نه از دست مردم .
( 2 ) بدين ترتيب بود كه رسالت حسن به صلح تبديل يافت ، بىآنكه دو گروه به كوچكترين زدوخوردى دست زنند و اين از نظر تاريخ ، موضوعى ثابت و مسلم است . اگر چه برخى از مورخان در صدد بر آمدهاند اثبات كنند كه ميان لشكر قيس بن سعد ( لشكر مقدمه ) و سپاهيان شام در « مسكن » جنگى در گرفته و « سيد عليخان » در كتاب « الدرجات الرفيعة » در كيفيت اين واقعهى پندارى چيزها نوشته است .
ما براى اين خبر ، مدرك قابل اعتنائى كه زمانا جلوتر از اين سيد عاليمقام ( سيد عليخان متوفى در 1120 ) باشد ، سراغ نداريم و با تحقيق و بررسى وضع آن روز مسكن ، چيزى هم كه مؤيد اين نظر باشد نمىيابيم .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٣٦