تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
در منطقه‌ى تناقض‌ها ، كاردانى و تيزهوشى نيست . زندگى آرام مردمى را بر هم زدن ؛ آشكارا دشنام و ناسزا گفتن و آن را بر مردم واجب ساختن ؛ عهد شكستن و به سوگند خود بىاعتنا بودن را نميتوان درايت و زرنگى شمرد . ( 1 ) اينها هيچ‌كدام نه از مقوله‌ى « دهاء » و تيزهوشى است و نه نشانه‌ى لياقت حكومت و ملك‌دارى در دنياى دشمنيها اين گونه عمليات جزو روشهاى ابتدائى محسوب مىشود ، شايد در بين مردم معمولى و عادى كسانى باشند كه شديدتر و ماهرانه‌تر از او ، اين روشها را با دشمنانشان به كار مىزنند ، پس آنها از معاويه باهوش‌تر و كاردان‌ترند ؟ چگونه مىتوان غير طبيعى بودن در مكر و فريب را دهاء و تيزهوشى دانست ؟ اگر معاويه با منكراتى كه مرتكب شد داهيه است ، بايد پسرش يزيد از او داهيه‌تر باشد ، زيرا او براى رسيدن به مقاصد خود از راههاى خشن‌تر و غير انسانىترى استفاده مىكرد . بگذر از اينكه كارهائى از قبيل : جلب رضايت امپراطورى رم شرقى با پول ؛ خطابه‌ى ناشيانه و سبكسرانه‌ى او در هنگام ورودش به كوفه كه سياست او را نقض كرد ؛ رفتار احمقانه‌ى او با شهداى « مرج عذراء » و و . . نشانه‌هاى ضعف و ناتوانى معاويه ميباشند . ولى انصاف را ، در يك مورد كار معاويه ، مؤيد نظر طرفداران دهاء و تيزهوشى اوست . وى در اين مورد براى آينده‌اى خود زمينه‌سازى مىكند و سپس براى كسانى كه اين مسأله مطرح است ، عذر قابل قبولى مىتراشد .