در صف مقابل پيغمبر در بدر « 1 » - آزادشدهئى در روز فتح مكه - فرومايهء تهيدستى « 2 » كه در ركاب علقمة بن وائل حضرمى در مدينه با پاى برهنه مىدود « 3 » - حاكمى كه بيست سال بر شام حكومت مىكند ولى از جانب عمر و عثمان - طغيانگر سركشى كه چهار سال با امير المؤمنين على و پسرش حسن مىجنگد - داعيهدارى كه خود را خليفهى رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - ميداند ولى آشكارا با مقررات و سيرهى او مخالفت مىكند و علنا مىگويد : « به خدا لذتى در دنيا نماند كه بدان دست نيافته باشم « 4 » » . . اين بررسى و ملاحظه ، ما را به تصديق همهى صفاتى كه خوشبينها به دو نسبت دادهاند ، وادار نمىسازد .
( 1 ) اين بررسى جز اين نتيجه نمىدهد كه وى مهارتى در بهرهبردارى از فرصتها - چه در جاهليت و چه در اسلام - داشته است .
اين نه درايت و كاردانى است و نه سياست به معناى صحيح كلمه ، كه انسان در راه رسيدن به مقاصد خود به وسائلى تشبث جويد كه نخواهد توانست وجهه و آبروى خود را محفوظ داشته و جامعه را ( و لو بحسب ظاهر ) قانع سازد . يا دست به بىقاعدگيهائى بزند كه با عرف و عادت و دين سازگار نباشد و با اين حال پيوسته داعيهى حمايت از دين و مراعات سنن اجتماعى را ، تكرار نمايد .
هامش
( 1 ) ابن نديم مىنويسد « ص 249 » : از هشام بن حكم پرسيدند آيا معاويه جنگ بدر را درك كرد ؟ گفت : بله در آن جبهه ! »
( 2 ) دميرى مىنويسد « ج 1 ص 59 » : زنى با پيغمبر دربارهى ازدواج با معاويه مشورت كرد . پيغمبر فرمود : او فرومايهاى تهيدست است .
( 3 ) بيهقى در « المحاسن و المساوى » « ج 1 / 109 - 210 » و مدارك ديگر .
( 4 ) مدرك پيشين .