امام است ، تنزل دهد و با فرستادههاى معاويه دربارهى مزد فرار گفتگو كند ، نه . . . اين ديگر بسى پست و زشت است ! ! ( 1 ) در نامهى معاويه ، بر روى نقطه ضعف اساسى او يعنى جاه طلبى و ميل به جلو افتادن ، انگشت گذارده شده بود . معاويه در اين نامه نوشته بود : « همانا حسن به زودى ناگزير از صلح خواهد شد « 1 » براى تو بهتر است كه پيش قدم باشى نه تابع « 2 » . . . » و در همين نامه براى او يك ميليون درهم پاداش قرار داده بود « 3 » معاويه حريصترين مردم بر بهرهبردارى از تنگناهاى دشمنانش بود .
« ايمان معاويه به پستى و دنائت بشرى ، نهايت نداشت . اين ايمان از آنجا بود كه وى اعتقاد داشت : باارادهترين و بافضيلتترين افراد نيز در لحظهاى كه ضعف بشرى بر او چيره مىشود و شك و ترديدى كه كمتر كسى از آن مصون است ، بر او مستولى مىگردد ، ممكن است فريفته و زبون حرص و طمع شود . « 4 » »
امير المؤمنين على عليه السلام در توصيههايش به « زياد » گفته بود :
« معاويه » از پيش رو و پشت سر و طرف راست و طرف چپ انسان ، پيش مىآيد ، زنهار و زنهار از او غافل نباش » « 5 » .
بدين ترتيب ، احساس شكست و تسليم شدن به طمع ، اين جوان
هامش
( 1 ) همين سخن ، خود دليل آن است كه شايعهى « اظهار تمايل امام حسن به صلح » كه در اردوگاه مسكن رواج داشت ، دروغ و خلاف واقع بوده است .
( 2 ) ابن ابى الحديد : 4 / 15 .
( 3 ) يعقوبى : 2 / 191 و شرح النهج : 4 / 15 .
( 4 ) على ادهم - مجلهى « العالم العربى » « سال 11 شمارهى 2 ص 30 » .
( 5 ) ابن اثير در « كامل » : ج 5 ص 176 .