بدست گرفت . و او همان دارندهى اعتقاد پولادين و صاحب عقل و درايت مورد اعتراف تاريخ عرب و شخصيت ممتاز در ميان بقاياى اصحاب على عليه السلام است « 1 » و همان كسى است كه جوانيش را در جهاد گذرانيده و پيوسته در صحنههاى خونين و برافروختهى جنگ بوده است ، هميشه ضعف كسان را بديدهى انكار نگريسته و دلباختگى آنان را به جلوههاى فريبندهء مادى و پهلو تهى كردنشان را از وظيفه ، تقبيح كرده است .
( 1 ) همينكه اردوگاه « مسكن » زير فرمان او در آمد ، به ميان صفوف خود كه از بقاياى لشكر تشكيل شده بود آمد تا فرمانده پيشين را با سخنى كه شايستهى او باشد ، توديع گويد و سپس در پست جديد فرماندهى به كار شروع كند و شكست روحى و معنوىئى را كه واقعهى فرار ، در ميان لشكر ايجاد كرده ترميم نمايد .
گفت :
« هان اى مردم ! كارى كه اين مرد بىخرد انجام داد بر شما گران نيايد و شما را نترساند . همانا او و پدر و برادرش .
پدرش عموى پيغمبر در روز بدر به جنگ رسول خدا آمد ، ابو السير كعب بن عمر و انصارى او را اسير كرد و نزد پيغمبر آورد و آن حضرت فديهء
هامش
( 1 ) مسعودى مىنويسد : « قيس بن سعد در ديانت و زهد و گرايش به على ، مرتبهاى رفيع داشت . ترس او از خدا و اطاعتش در برابر او آنچنان بود كه روزى در حال نماز در جايگاه سجدهاش افعى بزرگى را ديد كه حلقه زده است ، سر خود را قدرى كنار كشيد و پهلوى افعى سر به سجده نهاد . افعى به گردن او پيچيد ولى او از نمازش چيزى فرو نگذاشت و كم نكرد تا از نماز فارغ شد ، آنگاه افعى را گرفت و بكنارى پرتاب كرد » . مىگويد : « به همين گونه داستانى را حسن بن على بن عبد اللّه بن مغيرة بن معمر بن خلاد از ابى الحسن على بن موسى الرضا نقل كرده است » . و قيس در سال 85 وفات يافت .