خاندان و معايب و رسوائيهاى دشمنان ايشان را بيان مىكردند و در مجامع و اماكن عمومى و در ميان قبائل ، همه جا مردم را با موقعيت ممتاز و برجستهى « دو سرور جوانان بهشت » و صلابت دينى موروث خاندان وحى و مزاياى فراوان ويژهى اين تيره از بنى هاشم - مانند : دانش و تقوى و طهارت و بىاعتنائى به زيورهاى مادى و فداكارى در راه خدا و كوشش براى اصلاح امت و وجوب دوستدارى آنان - آشنا مىساختند .
سپس از بيعت ، ياد ميكردند و از اينكه خداوند دربارهى اطاعت اولى الامر و وفا به عهد و ميثاق از آنان مؤاخذه خواهد كرد .
( 1 ) در سخنرانيهاى خود نسبها را با يكديگر مقايسه ميكردند و اين براى آن مردم « آهنگ » ظريف و صادق و مؤثرى بود كه هوش و دل آنان را مىربود .
مثلا مىگفتند : فرزند على كجا و فرزند « صخر » كجا ؟ ! پسر فاطمه كجا و پسر هند كجا ؟ ! آن كس را كه جدش رسول خداست چه نسبت با آنكه جدش « حرب » است و آن كس را جدهاش خديجه است چه قياس با آنكه جدهاش « فتيله » است ؟ ! . . آنگاه از اين دو نفر آن كس را كه نامش نكوهيدهتر ؛ و دودمانش پليدتر ؛ و گذشته و حالش شرارتبارتر ؛ و در كفر و نفاق باسابقهتر است ، لعنت مىكردند و مردم يك صدا فرياد مىزدند : آمين ، آمين . .
نسلهاى بعدى نيز هرگاه به اين مقايسهى ظريف برخورد كردهاند ، همصدا با مردم آن دوره گفتهاند : آمين . .
اين روشهاى حكيمانه و خطابههاى حماسى و بليغ ، كار خود را كرد و اميدوارى به شكست شام و پيروزى كوفه را در همه جا و همه كس دميد .
( 2 ) در آن دوره ، كوفه - اين پايتخت جديد و با عظمت كه با بزرگترين
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٧٣