( 1 ) در اسلام براى برانگيختن مردم به اطاعت و انقياد ، بيشتر تكيه به صحت و استحكام حقائق اين آئين است و در عناصر اين آئين ، اكراه و اجبار و به كار بردن زور براى وادار كردن مردم به اطاعت ، وجود ندارد . همين اندازه مردم را با هر دو راه آشنا مىسازد و با هدايت و راهنمائى ، آنها را در پيمودن بهترين راه ، كمك ميدهد « آنان كه براى ما مجاهده كنند به راههاى خود هدايتشان ميكنيم » و اينست شعار اسلام در همهى چيزهائى كه بدان امر و يا از آن نهى كرده است .
رؤساى مسلمين نيز هر جا مردم را به كارى دعوت كرده يا از چيزى بر حذر داشتهاند ، همين روش را پيمودهاند . من جمله براى سربازگيرى و اعزام مردم به جنگ ، از تبليغات جالب و جذاب و مشوق جنگ و روشهاى مؤثرى كه معمولا بيشتر افراد شايستهى جنگ را قانع ميساخت ، استفاده مىكردند . مثلا : بر مزاياى جنگجويان مواجب بگير مىافزودند ؛ به كارگزاران خود در شهرها دستور بسيج مىدادند و آنان خطباء و رجال با نفوذ را بر تشويق مردم به داوطلب شدن براى جهاد در راه خدا ، ميگماشتند .
( 2 ) امام حسن عليه السلام در آغاز خلافت و هنگام اعلان بسيج براى جنگ ، همهى اين كارها را كرد . . . از اولين كارهايش اين بود كه مزاياى سپاهيان را صد ، صد افزود ؛ حجر بن عدى را نزد كارگزاران ولايات براى دعوت به جهاد فرستاد ؛ خطيبان زبردست همچون : عدى بن حاتم و معقل بن قيس و زياد بن صعصعه و قيس بن سعد . . . با او همكارى كردند ؛ مردم را بر كاهلى و سستى در جهاد نكوهش و ملامت نمودند « 1 » و بر لبيك گفتن به داعى الهى ، تشويق كردند و آنگاه ، خود پيش از همه به صفوف
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد « ج 4 ص 14 » .