و مرج و آشوب و طمعكاران غنيمت جنگى و برخى شكاك و عدهاى صاحبان عصبيتهاى قبيلهاى كه دنبالهرو سران قبائل بودند و دين ، انگيزهى آنان نبود . . » « 1 »
( 1 ) از آنچه در فصل پيش گذشت دانستيم كه سپاه حسن عليه السلام تقريبا از 20 هزار جنگجو يا اندكى بيشتر تشكيل يافته بود ولى بتفصيل روشن نيست كه گردآورى اين عده ، چگونه بوده است . به نظر مىرسد كه براى اين كار از همان روشهاى ابتدائى و ساده استفاده مىشده است . اين روشها همان بود كه در همهى اجتماعات قرنهاى نخستين اسلام به كار مىرفت و در آن براى قبول سرباز يا مجاهد داوطلب هيچگونه استعداد خاص يا سن معين در نظر گرفته نمىشد و اجبارى هم در سربازگيرى - به معنائى كه امروز وجود دارد - وجود نداشت . هر مسلمان قادر بر گرفتن سلاح ، با شنيدن نداى دعوت كنندهى خدا انگيزهئى دينى در خود مىيافت . . يا اين انگيزهى دينى ، احساس وظيفه را در او بيدار ميكرد و جان خود را در اين راه تقديم ميداشت و يا كششهاى مادى بر او پيروز مىشد و اين احساس را در او خفه ميكرد و او را از پاداش اخروى و هم - در صورت پيروزى - از غنيمت و بازيافت جنگى محروم مىساخت .
روشهاى جديد كه امروز براى خدمت اجبارى زير پرچم و احضار متولدين سنين معين و بازجوئى از استعدادها و امكانات خاص ، معمول است در آن روز مرسوم نبود و اساسا اين روشها با مقررات اسلامى - كه داراى تساهل و دور از سختگيرى است - سازگار نمىباشد .
هامش
( 1 ) اين فراز را عينا « اربلى » در كتاب « كشف الغمة » « ص 161 » و « مجلسى » در « بحار » « ج 10 ص 110 » نيز آوردهاند .