وخواه نباشد .
و اما قتل كسى بىقصد ايقاع اصل فعل بر او بلكه به قصد ايقاع فعل بر ديگرى قتل خطاست .
و قتل كسى به قصد ايقاع اصل فعل بر او از براى غرض ديگر مثل تأديب او نه از براى قتل او شبيه عمد است و حكم ( اول ) قصاص است يا ديت بر جانى و حكم ( ثانى ) ديت است بر عاقله ء جانى و حكم ( ثالث ) ديت است بر جانى ومتبادر از خلود در جهنم جاويد بودنست در عذاب دوزخ .
و بر اين تقدير واجب باشد تأويل آيت مذكوره بحمل قتل مؤمن بر قتل او از جهت ايمانش ( 1 ) .
چنان كه مرويست از امام صادق عليه السّلام در توجيه اين آيت ومتبادر است از نظم كلام يا بر استحلال قتل او كه ارتداد است چنان كه مناسب سبب نزول مذكور است .
يا بحمل خلود بر مكث طويل . يا حمل كلام بر مبالغه واغراق در قبح حال قاتل مؤمن عمدا به غير حق زيرا كه در علم كلام تحقيق يافته كه مرتكب كبيره
هامش
( 1 ) به جهت اين كه وصف در كلمه ء ( مؤمنا ) بوجه عنوانى مأخوذ گرديده نه بعنوان معرف وبديهى است كه وصف عنوانى مشعر به عليت است يعنى قتل عمدى به جهت ايمان باشد نه به سبب اغراض دنيوى و بنا بر اين قاتل كافر مىباشد پس تقدير آيت به اين نحو است ( و من يقتل رجلا مؤمنا لإيمانه من دون غرض آخر فجزاؤه جهنم ) يعنى كسى كه بكشد مرد مؤمنى را به جهت ايمان او از روى قصد واراده بدون اين كه قتل او از جهت اغراض مال دنيا واغراض شخصى باشد پس جزاء آن دوزخ است تفصيل فقه آيت را در كتاب اثبات الايات مشروحا بيان كرده ايم مر طالبان را سزاست مراجعه به آن كتاب .