شود و ترك عقد جديد چنان كه مرويست از امام باقر و امام صادق عليهما السلام
هامش
( عليل است ) زيرا كه مبتدا وخبر بودن جمله ء بعديه دليل بر انشائى بودن جمله ء اولى نمىباشد بلكه فامساك الخ تفصيل جمله ء خبريه است وخبرى بودن ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ ) نه بعنوان اين كه طلاق در ظرف خارج دو دفعه واقع شده است بلكه مراد اينست كه طلاق رجعى كه قبل از اين در آيه ( وبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ ) مذكور گرديده دو دفعه است يعنى طلاقى كه رجوع در آن صحيح است بدون اين كه محتاج به محلل ( زوج ديگر ) باشد دو دفعه است ( فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ ) فى الثانية ( أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) فى الثالثة وخداى تعالى در اين آيات پس از اخبار از صحت رجوع در دفعه اول و دوم طلاق ( رجعى ) بقوله سبحانه ( فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ ) وعدم صحت رجوع در طلاق سومى بقوله تعالى ( أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) .
در مورد انشاء حكم طلاق سومى به صراحت لهجه مىفرمايد :
فان طلقها فلا تحل له من بعد ( اى من بعد تسريح بإحسان فى الثالثة ) حتى تنكح زوجا غيره .
واداى حكم به جمله ء شرطيه با كلمه فاء صريحست كه جمله ء ( أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) اخبار است از اقسام وانحاء طلاق و تفسير آن به كلمه ء فاء وتصريح بلزوم وجود محلل در صحت رجوع بزن مطلقه به عقد جديد تفصيل تشريع احكام تسريح به احسان ( طلاق سوم ) است .
وتأييد مىكند گفته ء ما را روايتى كه صدوق اعلى الله مقامه در كتاب عيون اخبار الرضا عليه السّلام وكتاب من لا يحضره الفقيه نقل كرده است .
از على بن حسن بن على بن فضال عن ابيه قال : سألت الرضا عليه السّلام از علتى كه به سبب آن شوهر نمىتواند بزن مطلقه ء خود رجوع كند در اثناء عده تا اين كه زن شوهر ديگرى اختيار كند .
آن حضرت در جواب فرمود كه خداوند متعال اذن داده در خصوص طلاق دو دفعه چنانچه مىفرمايد ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) يعنى يا مفارقت به نيكويى است