وجوب باشد .
و بعضى گفته اند كه مراد پرهيزكاريست از طلاق زينب و بر اين تقدير اين امر مثل قول او ( أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ ) بمعنى ندب باشد زيرا كه طلاق مكروهست هم چنان كه نكاح مندوبست .
و ظاهر آنست كه قول او ( وتُخْفِي فِي نَفْسِكَ ) عطف است بر قول او ( تقول ) و احتمال دارد كه جمله ء حاليه باشد از فاعل ( تقول ) و ليكن بر اين تقدير لازم است تقدير مبتدا يعنى ( وأنت تخفى ) تا جمله ء اسميه شود و الا جمله ء فعليه مضارعيه حال واقع نشود با واو .
وقول او ( وتَخْشَى النَّاسَ ) عطف است بر قول او ( وتُخْفِي ) وتابع اوست در اعراب .
وقول او ( والله أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ ) حال است از فاعل : ( تَخْشَى النَّاسَ ) .
ومراد از آن چيزى كه پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم اخفاء آن كرد در خاطر خود وخداى تعالى اظهار نمود وقوع تزويج آن حضرتست به زينب .
چنان كه مرويست از امام زين العابدين عليه السّلام ومتبادر است از قول او ( فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها ) يعنى اخفاء نمودى در نفس خود وقوع تزويج خود را به زينب با آن كه ما ترا عالم گردانيده بوديم به آن بطريق وحى و ظاهر خواهيم گردانيد آن را بقول خود : ( زَوَّجْناكَها ) .
و بعضى گفته اند كه مراد محبت پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم است به زينب وعزيمت او بر آن كه اگر زيد طلاق دهد زينب را او نكاح كند جهت رعايت صله ء رحم وتسلى زينب .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٤١١