تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
پيغمبر ( ص ) بسوى زينب چنان بزرگ و با مهابت به نظر او در آمد كه نتوانست كه نيك به جانب او نظر كند پشت به جانب او كرده به او گفت بشارت باد ترا كه پيغمبر ( ص ) خواستگارى نمايد ترا . زينب از آن خبر شادمان شده گفت كه هيچ كار نمىكنم تا آن كه مشاورت كنم در اين باب به پروردگار خود و به محل نماز خود رفت تا استخاره نمايد پس آيت مذكوره نازل شد . بعد از آن پيغمبر ( ص ) زينب را به عقد نكاح خود در آورد و با او زفاف نموده جهت عروسى او وليمه ء ترتيب نموده كه جهت عروسى هيچ كدام از زنان خود نفرموده بود بعد از آن زينب مىگفت به پيغمبر ( ص ) كه ناز مىكنم بر تو به سه چيز كه نمىرسد هيچ يك از زنان ترا كه ناز كنند به آن سه چيز بر تو ( يكى ) آن كه جد من وجد تو هر دو يكيست كه عبد المطلب است . ( ديگر ) آن كه خداى تعالى مرا به تو نكاح كرد . ديگر آن كه وكيل نكاح من جبرئيل عليه السّلام بود ( 1 )
هامش
( 1 ) بدان كه اين قبيل رواياتى كه در كيفيت تزويج زينب نقل گرديده همگى ساختگى است كه در اثر بىتدبرى در فهم آيت كريمه نقل كرده اند . ومقام پيغمبر بزرگست از اين كه به زوجه ء ديگرى نظر كرده وكلامى بگويد كه بدتر باشد از تعريض به خطبه ء زن شوهر دار وحال آن كه تعريض به خطبه ء زن مطلقه بطلاق رجعى جايز نيست وعلاوه ارسال پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم زيد را به خواستگارى زينب آن هم بعيد است از حسن اخلاق وحجب پيغمبر پس آنهايى كه در موضوع ازدواج زينب نقل گرديده همه ء آنها منافى مقام وجلالت شأن پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم است