ومراد از قول او ( ولَوْ أَعْجَبَتْكُمْ ) وقول او ( ولَوْ أَعْجَبَكُمْ ) آنست كه هر چند در زن كافره ومراد كافر وجوه خيريت دنيوى باشد كه شما را خوش آيد مثل مال وجمال وجوه خيريت آخر وزن مؤمنه و مرد مؤمن غالب است بر آن .
وقول او ( أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ) اشارتست بوجه ترجيح آن يعنى كافران مىخوانند مردم را به عملهايى كه موجب در آمدن در آتش دوزخ گردد وخداى تعالى مىخواند مردم را به عملها كه سبب در آمدن در بهشت وآمرزش او گردد با توفيق آن اعمال پس كافران نقيض وضد خداى تعالى باشند بخلاف مؤمنان پس مؤمنان بهتر باشند از كافران مطلقا ومحبت ومصادقت ايشان با كافران حرام باشد .
و آن كه بعضى مفسران تفسير نموده اند قول او ( والله يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ ) را به آن كه دوستان خداى تعالى كه مؤمنانند مىخوانند مردم را بسوى بهشت بحذف مضاف با آن كه ارتكاب تكلف است بىضرورت اباء مىكند از آن قول او ( ويُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنَّاسِ ) چنان كه ظاهر است .
وقول او ( للناس ) التفات ست از خطاب به غيبت .
ومخفى نماند كه آيت مذكوره دلالت ( 1 ) مىكند بحسب ظاهر بر تحريم
هامش
( 1 ) مستفاد از آيات و اخبار وارده در تفسير آيات حليت نكاح زن كتابيه است به شرطى كه مشرك نباشد به عقد انقطاعى چنانچه در كتاب اثبات الايات مفصلا تحقيق يافته است و براى حفظ اختصار از اعاده ء تحقيق مسأله خوددارى گرديد .