وقول او ( عن شيء ) متعلق است به طبن به اعتبار تضمين معنى رضاء يعنى اگر راضى شوند از دادن چيزى .
وضمير منه راجع است به صداق كه ( صدقاتهن ) دالست بر آن ووجه آن كه عنها نگفت و ( عن شيء منها ) نيز نگفت اشارتست به آن كه لايق به حال زنان آنست كه كمتر بخشندگى كنند به تخصيص از مهر خود از جهت ضعف واحتياج ايشان به مهر و شوهر يا اشارتست به قلت تتمت ايشان برين وجه كه اگر از مهرهاى خود چيزى ببخشند البته اندكى خواهند بخشيد .
وقول او ( نَفْساً ) تميز است از نسبت طبن يعنى خوش شود وراضى گردد نفس ايشان . ووجه افراد نفس آنست كه مراد جنس نفس است كه شامل است قليل و كثير را و بر اين تقدير جايز است افراد تميز و اگر چه منتصب عنه تثنيه يا جمع باشد .
وقول او ( هَنِيئاً مَرِيئاً ) حالند از ضمير ( كلوه ) كه مفعولست ومشتقند از مصدر هنؤ ومرؤ بضم عين در هر دو معنى خودش آيندگى وگوارندگى .
و دور نيست كه مراد از هنيئا خوبى لذت باشد و از مريئا خوبى منفعت .
وپوشيده نماند كه آيت مذكوره دالست بر وجوب رسانيدن مهر زنان به ايشان و بر جواز خوردن از مهر ايشان بعد از تسليم آن به ايشان به رضاى ايشان بلكه بر فضيلت آن .
چنان كه مرويست از امير المؤمنين عليه السّلام كه آمد مردى نزد او وشكايت كرد از درد شكم آن حضرت پرسيد از او كه زن دارى گفت آرى فرمود التماس كن از او كه چيزى از مال خود به تو دهد به رضاى وطيب نفس پس بخر به آن قدرى از عسل و قدرى از آب باران بريز در او وبخور تا شفا يا بى زيرا كه خداى تعالى
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 330
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٣٣٠