بلام است در عدم دخول حرف تعريف بر ايشان و به قرينه ء ( 1 ) ( اعظم ) كه معطوف است برو و ( اجرا ) تميز است از نسبت اعظم به فاعل او كه ضميريست مستتر در او وقول او ( واسْتَغْفِرُوا الله ) عطف است بر صيغهاى امر سابق برين آيت ( 2 ) .
وپوشيده نماند كه آيت مذكوره دلالت مىكند اجمالا بر فضيلت عطاياى منجزه مطلقا ( 3 ) مثل وقف و صدقه وهبه وسكنى و غير آن ، خواه در حال صحت وخواه در حال مرض ليكن در مرض الموت نافذ است از ثلث مال بقول مختار ( 4 ) و آيات داله بر فضيلت عطاياء مذكوره بر سبيل اجمال بسيار است .
هامش
من الذي تؤخرونه إلى الوصية عند الموت او من متاع الدنيا ) و از اينست كه معرف بلام تعريف نشده است .
( 1 ) كلمه ء و به قرينه عطف است بر كلمه ء به قرينه ء سابق ومراد از بودن قول او اعظم قرينه بر اسم تفضيل بودن كلمه ء خير اينست كه اعظم اسم تفضيل است .
وعطف اسم تفضيل به مكان صفة مشبهه جايز نيست مگر با الغاى هيئت تفضيل از اطلاق ومتفاهم خود و اين خلاف اصل و ظاهر است .
( 2 ) مانند قوله تعالى ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ) وقوله ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ ) وقوله ( وأَقِيمُوا الصَّلاةَ وآتُوا الزَّكاةَ ) وقوله ( وأَقْرِضُوا الله قَرْضاً حَسَناً
( 3 ) به جهت اين كه مراد از تقديم خير به نفع خود مطلق احسان وانفاق در راه خداست و وقف و صدقه وهبه بر ارحام و يا بر سايرين وسكنى از وجوه برّ وخيرات محسوب است .
( 4 ) جمعى از فقهاء اماميه قائلند بر اين كه منجزات در حال مرض موت از ثلث است و زياده از آن محتاج به اجازه ء وراث است چنانچه مختار مصنف ره است ولى به مقتضاى ادله از اصل مال محسوبست مانند منجزات در حال صحت چنانچه در شرح وصيت عروة الوثقى تفصيلا مرقوم داشته ايم .
و آن چه استدلال كرده اند بر بودن منجزات مريض از ثلث همه آنها راجع به وصيت است نه به منجزات ، پس مر طالبان را سزاست مراجعه بر مظان .