نفى قدرت او بر چيزى نفى قدرت اوست بر تصرفات ماليه شرعيه از جهت مملوكيت الا ما اخرجه الدليل .
و اما آن كه بعضى استدلال كرده اند به اين آيت بر آن كه بنده ء مملوك مالك هيچ چيز نمىشود چنان كه مختار محققان اصحاب ماست محتاج است بضم مقدمات خارجه ( 1 ) .
الاية العاشرة قوله تعالى فى سورة المزمل : ( و ما تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ الله هُوَ خَيْراً وأَعْظَمَ أَجْراً واسْتَغْفِرُوا الله إِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) ( 20 ) .
يعنى و آن چه پيش فرستيد از براى نفسهاى خود خيرات وتصدقات بيابيد آن را نزد خداى تعالى بهتر و بزرگتر از روى مزد و ثواب و طلب آمرزش كنيد از خداى تعالى به درستى كه خداى تعالى آمرزنده ء مهربانست .
ظاهر آنست كه ( خير ) اول صفت مشبهه است نه اسم تفضيل .
ومراد از ومطلق عطايا وتصدقات .
و خير ( 2 ) دوم اسم تفضيل است به قرينه ء ( هو ) كه ضمير فصل است ومشروط است به آن كه خير معرف بلام باشد يا اسم تفضيل مستعمل به من ( 3 ) كه به منزله ء معرف
هامش
( 1 ) مسأله اين كه بنده وكنيز زر خريد مالك مىباشند يا نه امرى است خيلى مهم جمعى قائلند كه مالك نمىباشند ولى در كتاب شرح وصيت عروة الوثقى مفصلا بيان كرده ايم كه مالك مىباشند ولى محجور از تصرفند بدون اذن مولى پس مر طالبان را سزاست مراجعه بر مظانش .
( 2 ) و كلمه ء خيرا در آيه ء شريفه مفعول ثانى ( تجدوه ) است وضمير هو تأكيد يا ضمير فصل است .
و بعضى از قراء ( خير ) بالرفع خوانده اند بعنوان خيريت از ضمير ( هو )
( 3 ) و بنا بر اين مفضل عليه مقدر است گويا تقدير آيت بدين قرار است ( ( وَما تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ الله هُوَ خَيْراً