معاصى انفاق كنند .
وقول او ( و ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) تأكيد تهديد است وتنبيه است بر آن كه آن جماعت ظالمانند ومحرومند از نصرت و رحمت الهى وازين جهت آيت مذكوره دالست ( 1 ) بر وجوب وفاء كردن به نذر مطلقا خواه نذر برّ وزجر
هامش
( 1 ) از آيه ء شريفه مطالبى مستفاد مىگردد :
1 - مشروعيت نذر خواه مشروط باشد يا نه .
2 - وجوب وفاء به نذر به جهت تعقيب ( ( أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ ) به وعيد نحو قوله ( و ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) ) .
3 - اين كه وفاء به نذر واجب است در باره ء مكلفان به قرينه وعيد كه از قوله سبحانه ( و ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) مستفاد مىشود از جهت اين كه صبى ومجنون ومكره وفاقد قصد واراده مكلف نيستند .
4 - اين كه نذر عبادتى است اخذ شده از شرع مقدس بايد آن چه نذر كرده تعيين نمايد و اگر تعيين ننمود آن وقت چيزى بر وى لازم نباشد .
5 - اين كه نذر مثل انفاق بايد بعنوان تقرب إلى الله باشد و اما تلفظ به زبان پس محل كلامست جمعى قائلند بر اين كه در صحت نذر شرط است تلفظ به نذر .
وجمعى قائلند كه مجرد قصد به نذر كافى است مانند محقق ابن براج ره .
ولى مستفاد از اخبار اينست كه نذر بايد بعنوان للَّه باشد ولفظ جلاله را هم تذكر نمايند پس مجرد قصد كفايت نمىكند در صحت ولزوم نذر .
6 - مقتضاى لزوم وفاء به نذر حكم به صحت مطلق نذر است خواه متعلق نذر راجح باشد يا نه ولى مستفاد از اخبار اشتراط رجحان است خواه به لحاظ امر دنيوى و يا اخروى .
پس نذر مرجوح در صورت مخالفت موجب حنث و كفاره نمىشود و اما زمانى كه متعلق نذر مباح مىباشد محل كلامست ولى مقتضاى اخبار صحت وانعقاد آنست چنانچه در فقه مفصلا مرقوم شده است .
7 - مقتضاى تعقيب نذر به وعيد بقوله ( و ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) اشتراط توانائى