تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
توانگرى وقول او ( نظرة ) خبر مبتداى محذوفست يعنى ( فحكمه نظرة ) يعنى پس حكم او مهلت دادنست وتواند بود كه فاعل فعل محذوف باشد يعنى ( فيجب نظرة يا فليكن نظرة ) يعنى پس واجب باشد مهلت دادن يا پس بايد كه واقع شود مهلت دادن . و در ميسرة چهار قرائت است فتح سين وضم او وتاء وحدت به يك معنى مثل مشرقة ، ومشرقة بفتح راء وضم او به يك معنى وفتح سين وضم او وهاى ضمير راجع به ذو عسرة بطريق اضافة وقرائت مشهوره در ( تصدقوا ) بتشديد صاد وقاف است هر دو كه در اصل ( يتصدقوا ) بوده باشد و بعضى قراء به تخفيف صاد خوانده اند چنان كه اصل است ليكن بحذف تاء و بر هر تقدير مراد از تصدق ابراء است از دين چنان كه متبادر است از سوق كلام . و ظاهر آنست كه قول او ( إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) شرطست كه جزاى او مقدر است بتقدير ( ان كنتم تعلمون انه خير لكم كنتم تعلمون به ) . يعنى اگر بدانيد كه تصدق بهتر است مر شما را از انظار ، تصدق مىكنيد ليكن چون نمىدانيد نمىكنيد مثل آن كه محققان گفته اند در تفسير قول خداى تعالى : ( ولَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ) . ومىتواند بود كه جزاى مقدر علم به خيريت تصدق باشد وقول او ( تعلمون ) منزل باشد در منزله ء لازم يعنى اگر شعور داشته باشيد بدانيد كه تصدق بهتر است شما را ومىتواند بود كه جزاى مقدر تصدق به خيريت تصدق باشد . ومراد از علم تصور تصدق باشد ليكن بر اين تقدير كلام بىفايده شود زيرا كه توقف تصديق بر تصور مطلقا معلوم است نزد همه كس . و اما آن كه بعضى مفسران مفعول ( تعلمون ) را خيريت تصدق داشته اند وجمله ء