مضارع معلوم منصوب و نصب ( فتذكر ) بحذف مضاف يعنى ارادة ان تضل فتذكر يعنى گردانيده شد دو زن به منزله ء يك مرد از جهة اراده ء آن كه فراموش كند يكى از آن دو زن حق را پس ياد آورد آن زن ديگر او را وتعلق اراده به معطوف عليه به اعتبار معطوفست .
و بعضى ( فتذكر ) به تخفيف كاف خوانده اند بمعنى قرائت اول كه تشديد كاف است زيرا كه اذكار وتذكير به يك معنى است .
و بعضى قراء ، آن را شرطية خوانده اند و فعل مضارع معلوم مجزوم بفتح و رفع ( فتذكر ) بتقدير مبتدا يعنى فهى تذكرها إحداهما الاخرى يعنى اگر فراموش كند يكى از آن دو زن آن حق را پس آن زن به ياد آورد او را آن را و الا واجب باشد جزم فعل مضارع در جزاء نيز .
و بعضى ان ناصبه خوانده اند با فعل مضارع مجهول منصوب از اضلال بمعنى فراموش كار گردانيدن .
و ظاهر آنست كه قول او ( صَغِيراً أَوْ كَبِيراً ) حالست از ضمير : ( فَاكْتُبُوهُ ) كه راجع است بدين .
ومراد از صغير وكبير اندك وبسيار است .
و بعضى صغير وكبير را عبارت از كاغذ داشته اند كه در او نوشته شود .
و بعضى عبارت از كاتب داشته اند و اين هر دو توجيه خلاف ظاهر است .
وقرائت مشهوره در قول او ( لا يُضَارَّ ) ادغام است وفتح راء و احتمال دارد كه مبنى للفاعل باشد كه يعنى بايد ضرر نرسانند كاتب وگواه به آن كه خيانت كنند در كتابت وگواهى از ايشان .
و احتمال دارد كه مبنى للمفعول باشد يعنى بايد كه ضرر رسانيده نشوند
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٥٤