پس اگر باشد آن كسى كه بر دست حق اسراف كننده و بى وقوف يا ناقص العقل مثل كودك و پر مبهوت يا توانائى نداشته باشد چيزى بنويسد او به سبب نقصان خلقت مثل لال پس بايد كه بنويسد ولى وكيل او به راستى وگواه گيريد دو گواه را از مردان خود پس اگر نباشد دو گواه مرد پس گواه شما يك مرد است و دو زن از آن كسان كه به پسنديد از گواهان از براى آن كه فراموش كند يكى از آن دو زن پس به ياد او دهد آن زن ديگر و بايد كه اجتناب نكنند گواهان از گواهى دادن هر گاه كه خوانده شوند به گواهى دادن وكاهلى مكنيد از آن كه بنويسيد دين مذكور را خواه خورد باشد آن دينى يعنى كم وخواه بزرگ يعنى بسيار تا مدت معين كه تعيين كرده اند از براى اداى آن دين اين نوشتن كه مذكور شد نزديكتر است به راستى نزد خداى تعالى وادخل است در قيام نمودن از براى گواهى دادن ونزديكتر است به آن كه شك نكنيد در كيفيت آن دين مگر آن كه باشد معامله اى كه واقع مىشود ميان شما نقد به نقد كه مىگردانيد او را در ميان خود دست بدست پس نيست در اين صورت بر شما گناه ومؤاخذه اى به سبب آن كه ننويسيد آن سوداى نقد به نقد را وگواه گيريد هر گاه خريد و فروش مىكنيد با يكديگر و بايد كه ضرر نرساند هيچ نويسنده در نوشتن حق كسى به آن كه چيزى كم نويسد يا زياده نويسد و نه گواهى به آن كه خيانت در گواهى كند و اگر بكنيد يكى از اين عملها را پس معاقب خواهيد شد از جهة آن كه فسق است كه تعلق گرفته به شما وپرهيز كنيد از عقوبت خداى تعالى ومىآموزاند خداى تعالى احكام شرعيه ء شما را وخداى تعالى بهر چيزى داناست .
بدان كه تداين معامله است كه ميان دو كس واقع شود برين وجه كه يكى از عوضين در آن معامله نسيه باشد .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٥٢