تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
گرداند نور خود را . بعد از آن گفت اى عبيدة تو با عتبة جنگ كن واى حمزه تو با شيبة مقاتله كن واى على تو با وليد محاربه فرماى . پس ايشان متوجه ميدان شدند وعبيدة حمله كرد بر عتبة وضربه اى زد بر سرش كه فرق سرش را بشكافت وعتبه ضربه اى بر ساق عبيده زد و ساق او را ببريد و هر دو افتادند وحمزه وشيبه بر يكديگر حمله كردند ويكديگر را به شمشير مجروح گردانيدند وامير المؤمنين عليه السّلام حمله كرد بر وليد وضربه اى بر كتف او زد كه شمشير از زير بغلش بيرون آمد . ومرويست از امير المؤمنين عليه السّلام كه گفت وليد دست راست خود را بدست چپ خود گرفت وزد بر سر من كه پنداشتم آسمان بر سر من افتاد بعد از آن امير المؤمنين عليه السلام ديد كه حمزه وشيبه يكديگر را در بغل گرفته اند وزور مىكنند كه يكديگر را بيندازند . امير المؤمنين عليه السلام حمله كرد بر شيبه وگفت اى عم سر خود را به زير انداز وحمزه بلندتر بود از شيبه وحمزه سر خود را به سينه ء شيبه در آورد . پس آن حضرت ضربه اى بزد و نصف سر او را بر زمين انداخت بعد از آن بر سر عتبه آمد ورمقى ازو مانده بود كار او را نيز تمام ساخت وعبيدة را امير المؤمنين عليه السلام وحمزه برداشتند ونزد پيغمبر ( ص ) بردند . عبيدة گفت يا رسول الله آيا من شهيد هستم آن حضرت فرمود كه تو اول شهيدان اهل بيت منى . بعد از آن ابو جهل بانگ بر لشكر خود زد كه حمله كنيد بر ايشان اهل مدينه را بكشيد وقريش را دستگير كنيد تا در آوريم ايشان را در مكه وگمراهى ايشان را