اما عبد الله بن ابى سلول را مىگذاريم او گفت كه من نيز جهت اقتداء به رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم در نمىآيم و مثل آن كه چون در روز بدر عباس را لشكر اسلام اسير كردند پيراهن هيچ كس به قد او راست نبود به سبب طول قامت او عبد الله پيراهن خود را داد كه در او پوشانند زيرا كه او نيز طويل القامة بود و در بعض روايات آمده كه عمر گفت مر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم را كه آيا نماز مىكنى بر عبد الله كه دشمن خداست پس آن حضرت فرمود كه چه مىدانى كه در نماز او چه مىگويم به درستى كه مىگويم ( اللهم احش قبره نارا وسلط عليه الحيات والعقارب ) يعنى بار خدايا برگردان قبر او را از آتش ومسلط كن بر او مارها وكژدمها را .
ومخفى نماند كه صريح آيت مذكوره دالست بر آن كه جايز نيست نماز جنازه ء كفار مطلقا از جهت آن كه معلل گردانيده نهى را بر آنان كه بر كفر مرده اند و در اين تعليل اشارتست به آن كه واجبست نماز جنازه بر جميع مسلمانان مگر آن كه بدليل ديگر بيرون رود مثل طفلى كه شش سال نشده باشد وكيفيت نماز جنازه و احكام آن در كتب فقهيه به تفصيل مذكور است و در قول او ( ولا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ ) با تعليل او بكفر اشارتست به آن كه جايز است بلكه مستحب ايستادن بر قبر مؤمنان و دعا كردن براى ايشان و زيارت ايشان وثابت شده به روايات صحيحه كه در اين باب اجر جزيل است .
چنان كه روايت كرده اند از امام رضا عليه السّلام كه فرمود ( من زار قبر اخيه المؤمن وقرء عنده انا أنزلناه فى ليلة القدر سبع مرات و دعا له امن من الفزع الاكبر ) يعنى هر كه زيارت كند برادر مؤمن خود را و بخواند در نزد او انا أنزلناه فى ليلة القدر هفت بار و دعا كند از براى او امن شود از فزع بزرگ روز قيامت آن كس و آن ميت نيز و در بعض روايات آمده كه زيارت قبور حرام بود در اول اسلام ، بعد از آن
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٣٩