تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
حكومت را ناشايست دانسته و سرشت او از برترىطلبى بيزار است ؛ ليكن اجبارا عهده‌دار مسئوليتى مىگردد مانند بيمارى كه اجبارا در برابر عمل جراحى تسليم است ؛ اما تاريخ كسى را جز على بن ابى طالب در قبول خلافت سراغ ندارد . او كه فرمود : « على را نعمت فناپذير و خوشى ناپايدار چه كار ! » على ، بيعت را پذيرفت درحالىكه از پيامدهاى ناگوار آن كاملا آگاه بود . او قصدى جز آبادانى شهرها ، ايجاد امنيت براى مردم ، دفع ستم از مظلومان و رفع رنج و درد از درماندگان را نداشت . از فرمايشهاى امام است كه فرمودند : « بار خدايا ، تو به حق مىدانى كه ما در نيل به خلافت بر يكديگر پيشى نگرفتيم و تمايلى نيز به دستيابى دنياى مادّيات ناچيز و بىارزش نداشتيم بلكه هدف ما بازگرداندن و معرفى حقايق روشن دين اسلام ، و آبادانى شهرها و برقرارى امنيت براى مظلومان و اجراى حدود و احكام تعطيل شدهء تو بوده است » . اين انگيزهء اول و آخر حضرت در پذيرش خلافت است اما مسأله دنيا با جلوه‌هاى پوچ و ناپايدارش ، خودگرايى و كار غيرخدايى ، در نظر او از هيچ ارزش و اعتبارى برخوردار نيست . آيا كسى كه خدا را مخاطب قرار داده و مىگويد : « تو را بخاطر طمع به بهشتت و از بيم دوزخت ، عبادت نكردم ، بلكه چون تو را سزاوار پرستش يافتم ؛ پرستيدم » . اين فرد خودى برايش مطرح است ؟ ! ازاين‌رو ، مطرح نبودن خود و بىتوجهى به خواستهء نفس در خوشى و ناخوشى و عدم اهتمام به چيزى جز حق ، على را از اين طبيعت بشرى كه از بارزترين ويژگيهايش انانيّت و خودبينى و انجام كارها بخاطر آن است ، امتياز مىبخشد ؛ طبيعت خودخواهى كه حق را در صورتى كه
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 94 | محمد جواد مغنية / اكبر ايرانى قمى