نمىشناسد » . . .
انسان مىتواند پديدهها را با منطق خاص خود ، در پرتو اخلاق و عاداتش ، تفسير كند امام على ( ع ) از تمام اين صفات و عادات مردم تهى است ؛ از همين جاست كه تفسيرها و ارزيابىهايى كه دربارهء شخصيت ، صفات و ويژگيهاى او شده ؛ اشتباه بوده است .
اگر كسى كاوشى در تاريخ زندگانى على ( ع ) كند و به دقّت شخصيت وى را مطالعه نمايد به اين نتيجه خواهد رسيد كه : اگر على به حق يك انسان است پس غير او چنين نيست هرچند عرف مردم لفظ « انسان » را بر هر فرد از افراد بشر اطلاق كرده است مانند كسى كه گاوش را به ماه يا آهو و كنيز سيهچردهاش را به نقره يا برف توصيف مىكند ! . . . حال كه غير او انسان خوانده مىشود پس او ما فوق انسان است .
شك نيست كه افراد بشر در صفات نيك و زشت ، از جمله :
سستى و نشاط ، بخل و كرم ، ترس و بىباكى ، پاكى و پليدى ، كودنى و هوشمندى و مانند آن ، با يكديگر متفاوتند ، چنان كه دانههاى خوراكى ، ميوهها و يا سبزيها از يك نوع ، با هم فرق مىكنند ، اما ميزان اين تفاوت هر اندازه كه باشد ؛ نسبت آنها به نوع و ماهيتشان يكسان است ولى اگر نسبت افراد در ماهيتشان متفاوت و مغاير باشد ، مانند نسبت بين تاريكى و روشنايى و بين مرگ و زندگى ، دانستن آن دو از يك ماهيت و مفهوم ، ناشى از جهل و نادانى است .
گمان مىكنم نيازى به ذكر مثال ديگرى در باب مقايسه ميان مردان بزرگ و عملكرد آنها نباشد تا اثبات كنم كه على ( ع ) فوق تمام مردم است هرچند از سيرهء بسيارى از آنان و نيز سيرهء بسيار دقيق و عميق على ( ع ) نمونههاى فراوانى دارم كه راز حقيقت زندگى على ( ع ) را
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٩١