تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
شخصيت همتا و برتر از وى درك مىكند . به‌هرحال نيازى به قلم‌فرسايى و زياده‌گويى نيست و تنها با اشاره‌اى گذرا ، به غرض و مقصود خود دست مىيابيم : عايشه بر كجاوهء شتر خود تكيه زد ، و بانگ سرداد كه : « هر كه سر على بن ابى طالب را بياورد ، ده هزار درهم به دو خواهم بخشيد » ليكن بخت او را يار نشد و امام بر وى چيره گرديد ؛ و زندگيش بسته به يك كلام حضرت بود ، اما ايشان بر عايشه لطف كرد و از او درگذشت . ابن ملجم مرادى به تشويق زنى روسپى ، تيغى زهرآگين و آلوده به سمّى كشنده ، بر فرق مبارك على ( ع ) فرونشاند ليكن امام از خوراك خود به وى داد . آب در اختيارش گذارد و چون زمان آن شد كه مرگ ، حضرت را در كام خود گيرد به فرزندانش سفارش قاتل خود را كرد كه « اگر درگذريد به تقوى نزديكتر است » . در ماجراى نبرد خندق ، هنگامى كه فرومايه‌اى از جانب خصم زبون ، عزم قتل حضرت را دشمن سواره را به زير افكند و او را به پشت بر زمين كوبيد و روى در روى بر سينه دشمن نشست . حريف پست‌نهاد ، چون درخشش شمشير حضرت ، ديده‌اش را كور و مرگ ذلت‌بارش را پيش‌رو ديد ؛ آب دهان بر رخسار تابناك حضرت افكند . امام برخاست و دشمن پا بريده را رها نمود و پس از آنكه خشمش فرو خوابيد سر « عمرو بن عبدود » را از تن جدا نمود . از او مىپرسند : چرا همان بار نخست سرش را نبريدى ؟ فرمود : ترسيدم كه به خشم خود او را بكشم نه براى خدا . . . در كارزارى ديگر ، جنگجويى از مشركين ملقب به « قوچ لشگر » با حضرت درگير شد امام او را به زير انداخت و تيغ از نيام بركشيد تا سرش را از تن جدا كند . مرد آبه و فغان كرد كه : اى على ، آيا مرا ، كه كودكانى خردسال دارم مىكشى ؟ ! حضرت برخاست و فرمود :
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 92 | محمد جواد مغنية / اكبر ايرانى قمى